۱۲آبان

سلامی بعد از ۳ سال

از آخرین پست اینجا که همچین هم خاطره‌ی خوبی ازش ندارم بیش از ۳ سال می‌گذره. در این ۳ سال اتفاقات زیادی تو زندگی‌م افتاده،  ،موقعیت‌های جدید، شغل‌های جدید و آدم‌های جدید. الان زمان آزادم خیلی خیلی کمتر شده نسبت به ۳ سال قبل اما می‌خوام بنویسم. هرچی شد، چرت و پرت حتی.

می‌نویسم، حتی اگه فقط خودم تنها خواننده‌ش باشم 🙂

۱۴اسفند

یک مشکل عجیب در سایت جیب

مسئولین سایت جیب بلافاصله به این مشکل پاسخ دادند و گفتند که این اتفاق از طرف ما نیست ، ضمن اینکه با کمک دوستان،دسترسی اپ visitor widget که توییت‌ها ازش ارسال میشه رو مسدود کردم،ان‌شالله که مشکل حل بشه . *تیتر مطلب هم با توجه به احتمال عدم قصور سایت جیب در این زمینه اصلاح شد.

صبح ۲۵ آذر وقتی از خواب پاشدم دیدم در توییتر و فیس‌بوک بابت این توییت ساعت۶:۵۳ دقیقه صبح دو تا فیدبک گرفتم ، توییت این بود :

Screenshot 2014-03-05 02.08.12

یه لحظه به خودم شک کردم که نکنه تو خواب و بیداری همچنین توییتی کردم و یا اکانت توییترم هک شده، واسه همین سریع رفتم پسورد توییترمو عوض کردم و فکر کردم که مشکل حل شده اما دیروز باز هم این ماجرا تکرار شد ، با توییت زیر :

Screenshot 2014-03-05 02.01.14

این بار هم ساعت ۶ صبح! از هوت سوییت که چک کردم دیگه واقعاً مطمئن شدم که این توییت از کلاینت‌های معمولی ارسال نشده :

Screenshot 2014-03-05 02.11.29

The Visitor Widget نام کلاینتی هست که این توییت ازش ارسال شده و این یعنی سایت جیب با اینکه یکی از شعارهاش حفاظت از حریم شخصی کاربران هست بدون اینکه از من اجازه بگیره و یا به کاربرانش بگه که چطوری این کارو انجام میده داره از اکانت توییتر من استفاده‌ی تبلیغاتی می‌کنه.

ضمن اینکه تمام تلاش‌های من برای پاک کردن اکانت جیب خودم تا الان بی‌نتیجه بوده .

لینک این مطلب رو به توییتر  و فیس‌بوک رسمی جیب می‌فرستم و منتظر پاسخ‌شون می‌مونم.امیدوارم که هرچه زودتر مدیران شرکت توسعه‌گران آرمانگر پردازش -توسعه‌دهندگان جیب-جوابی قانع‌کننده‌ای برای این کارشون به من و سایر کاربرانشون بدن.

۷مهر

شبکه های اجتماعی و سریال اتاق خبر

توجه! خطر لوث شدن سریال

قبلاً در مورد سریال «اتاق خبر» مطلبی نوشته بودم و حالا یکی دو ماهی هست که فصل دوم این سریال داره از شبکه HBO پخش می‌شه. در جایی از اپیزود دوم «اتاق خبر» یک فیلم شخصی توسط یه کاربر ماجراجو از «مگی»-یکی از کارمندان شبکه ACN – در یوتیوب آپلود می‌شه که باعث در خطر افتادن زندگی شخصی مگی می‌شه.

مگی با پشتیبانی یوتیوب تماس می‌گیره و اونها بهش جواب می‌دن طی پنج روز آینده فیلم حذف می‌شه اما مگی دنبال راهی می‌گرده که همون روز اول لینک یوتیوب فیلم از دسترس خارج بشه ، یه لحظه یاد سایت فوراسکوئر می‌افته که از طریق نام کاربری شخص آپلود کننده،اکانت فوراسکوئرشو چک کنه و ببینه که الان کجاست، خلاصه موفق میشه آپلودکننده فیلم-اریکا- رو در یک خشک‌شویی ملاقات کنه.

از اریکا درخواست می‌کنه که فیلم رو حذف کنه،اما اون در جواب می‌گه که این ویدئو تا الان پربازدیدترین ویدئوی یوتیوب من بوده و من در وبلاگم هم Share کردمش و نمی‌تونم پاکش کنم.

خلاصه دوست مگی که ۴۵۰۰۰ فالوئر تو توییتر داره راضی می‌شه که آدرس وبلاگ اریکا رو توییت کنه و در ازاش اریکا هم ویدئو رو حذف کنه و باقی قضایا…

این سکانس نشون دهنده‌ی کاربرد دو لبه‌ی شبکه‌های اجتماعی هست.مزیت و عیب در آن واحد، دردسر مگی از یوتیوب شروع شد و با فوراسکوئر و توییتر حل شد .

Newsroom_S2_Poster.indd

البته نقش توییتر در این سریال فقط به این سکانس ختم نمی‌شه و مثل دنیای واقعی توییتر در رسانه‌های خبری جایگاه مهمی داره.

پی‌نوشت : یه لحظه یاد انیمیشن «گدایان پست مدرن» سروش رضایی و ماجرای «چندتا لایک داره؟»ش افتادم.

۱۹شهریور

فوتبال ایران و یک نکته‌ی فراموش شده

 

همه‌ از کیفیت بد بازی استقلال- پرسپولیس شاکی شدن اما من می‌خوام بگم که بیاید از یه منظر دیگه به این ماجرا نگاه کنیم. اولش باهم چندتا گزاره رو مرور کنیم :

– صحنه‌ای که مهاجم کناری توپ رو می‌گیره و پشت به دروازه حرکت می‌کنه؛ دفاع از پشت مهاجمو شارژ می‌کنه و …خطا

-بازیکن مهاجم وسط زمین توپ رو می‌گیره ؛ یه‌دور دور خودش می‌چرخه و همونجا چند نفرو دربیل می‌زنه؛ یکی از راه می‌رسه و … خطا

این دو مدل خطا مرتباْ در فوتبال ایران اتفاق می‌افته و باعث توقف بازی می‌شه. طبیعی هم هست که در بازی پر از توقف موقعیت گل یا بر اساس اشتباهه یا معجزه؛ اما شما اگه بازیکن باشید و نتونید در ۹۰ دقیقه بیشتر از یه حدی بدویید چیکار می‌کنید؟ معلومه؛ می‌رید سراغ توقف بازی . بازیکن‌های ایرانی با خطا کردن زیاد سعی می‌کنن ضعف بدنی خودشون رو پوشش بدن .همین. قبول کنیم که این‌ها بازیکن حرفه‌ای نیستن و زیاد بهشون امیدوار نباشیم.

۷مرداد

در نکوهش شعار از تولید به مصرف

هر ساله به ماه رمضان،بازگشایی مدارس و تحویل سال نو که می‌رسیم اقدامات ضربتی وزارت بازرگانی و اعوان و انصارش به صورت تصاعدی بالا می‌رود،طبق معمول جناب مدیر می‌آید و خبر از تشکیل ستاد،کارگروه و اینها می‌دهد جهت برگزاری نمایشگاه‌های عرضه‌ی مستقیم کالاها ، تولیدکنندگان بیایند و خودشان مستقیماً جنس‌شان را به فروش برسانند تا از این‌ راه – یعنی قطع کردن دست ِ دلّال ،که در ادبیات اقتصاد بازار آزاد واسطه یا توزیع‌کننده نام دارد – کالاها به قیمت کمتری به دست مصرف کننده برسد و مدیران با رضایت کامل از تدبیر عمل خود نمودارها بکشند و از تصمیمات خود در کنترل گرانی دفاع کنند،غافل از اینکه نمی‌داند یک بازار سالم و پربازده حداقل سه بخش دارد ، تولید کننده ،توزیع کننده و مصرف کننده ، حال ما به هوای کم‌کردن هزینه بیاییم یک ضربدر قرمز بکشیم روی «توزیع کننده» .هزینه پایین آمد، قبول اما این هزینه از جیب اقتصاد کشور رفته است،این ارزانی چندین نفر را از چرخه‌ی اشتغال حذف می‌کند . فکر اینها را کرده‌اند؟فکر مالیاتی که از آن توزیع‌کننده می‌توان گرفت  را چه؟

شاید برگزاری نمایشگاه برای مواد غذایی،به دلیل نیاز روزانه ،آسیب کمتری را به مغازه‌داران ثبت‌شده و مالیات بِده‌ی آن صنف وارد کند اما وقتی نمایشگاهی مانند مانند نمایشگاه کتاب برگزار می‌شود ،تاثیرش بر ادامه‌ی حیات کتاب‌فروشان کوچک نیست.

بررسی آن‌هم ساده است ، نسبت تعطیلی کتاب‌فروشی‌های شهر شما به افتتاح کتاب‌فروشی‌های جدید چقدر است؟

 

۷تیر

آغاز زندگی مشترک :)

زندگی مشترک من و همسر عزیزم از روز یک‌شنبه ، دوم تیر ماه سال ۱۳۹۲ آغاز شد ، آغاز زندگی مشترک زیر سقف خونه‌ای که متعلق به خود ماست لطف دیگه‌ای داره ، ممنونیم از مهربونی خدا و همینطور حمایت‌های خانواده‌ها 🙂

این تصویر کارت عروسی مجازی ِ ماست که برای دوستان مجازی‌مون فرستادیم ، طراحش میثم عزیز هست.

برای دیدن بهتر تصویر،روی آن کلیک کنید.

و این‌هم یکی از بهترین هدیه‌هایی که برای جشن عروسی گرفتیم ، یک انیمیشن کوتاه و زیبا از جواد عزیز 🙂 تشکر ازش.

۲۳خرداد

دوربینی از دید داور فوتبال

شما هم مثل من حتماً از دیدن تصویر داور یک مسابقه‌ی فوتبال اونهم با این همه تجهیزات تعجب می‌کنید.

این شمایل داوری هستش که مسابقه‌ی خداحافظی مشاییل بالاک رو سوت زده ، با دوربینی بر سینه.

دوربینی که قراره صحنه‌ی فوتبالی رو از زاویه‌ی دید داور مسابقه برای بینندگان تلویزیونی نمایش بده،مثل این صحنه :

bNava-WXI_1_Footballars

آلمانی‌ها متخصص این نوع کارهای بدیع در تصویربرداری فوتبال هستن ،اگه خاطرتون باشه چند سال قبل ،فینال لیگ قهرمانان اروپا ،در اولین قهرمانی مورینیو در اروپا با پورتو و در ورزشگاه شالکه،یکی از منحصر به فرد ترین پخش آهسته‌ی گل‌ها که چرخش ۱۸۰ درجه‌ی دوربین موقع زدن ضربه بود ،رونمایی شد. البته اون اولین و آخرین آزمایش اون تکنولوژی بود، خاطره‌ای که باعث میشه به همه‌گیر بودن این دوربین روی سینه‌ی داور هم شک کنیم.

۲۳خرداد

تکه‌ای از جامعه

– رفتم پول یارانه‌هارو بگیرم دیدم لعنتیا هنوز نریختن به حساب + … – یه پنجاه تومن بفرست به حسابم من برم از دستاش عکس بگیرم. + … – لامصّب، اکبر بچه‌ی تو هم هست‌ها. افتاده دست‌ش رگ‌ به رگ شده،باید عکس بگیرن از دستش. + … – میگم پنجاه تومن بفرست من پول ندارم،یارانه‌ها رو هم نریختن. + … – نامرد چرا گوش نمیدی؟ تو مگه باباش نیستی؟

مکالمه‌ی یک مادر با احتمالاً همسرش ، گوشه‌ای از خیابان‌های این جامعه.

۸خرداد

تا انتخابات -۱۰ ؛ اختتامیه

این دهمین یادداشت از یادداشت‌های زنجیره‌ای «تا انتخابات» است. در ۹ یادداشت گذشته سعی کردم پاسخ برخی از دغدغه‌های شخصی خود را از بین صحبت‌ها و نوشتارهای کاندیداهای ریاست جمهوری بیابم،کاندیداهایی که برای رسیدن به مهم‌ترین پست اجرایی-مدیریتی کشور مشغول رقابت هستند.

الف) می‌شد و می‌توانستم دامنه‌ی سوالاتم را گسترش دهم، سیاست خارجی را مطالعه و بررسی کنم،به حوزه‌ی آموزش سرک بکشم و یا برنامه‌های فرهنگی اجتماعی کاندیداها را به چالش بکشم. اما به دو دلیل از این کار منصرف شدم.

۱- هر کسی را بهر کاری ساختند ؛ من چهار سال در رشته «مدیریت» تحصیل کرده‌ام ، از سیاست خارجی و جامعه شناسی و فرهنگ در حد مطالعات روزانه می‌دانم، پس بهتر بود که در حد و اندازه‌های خودم می‌ماندم.

۲- امکان بررسی وسیع برنامه و دیدگاه کاندیداها میسّر نیست. آن‌هم با فهم و دانش محدود بنده و همینطور وقت و زمان محدودتر.

ب) سوالاتی که در مورد  هر هشت نفر مطرح کردم همگی ثابت بودند، حتی اگر هیچ پاسخی در مورد آن سوال وجود نداشت باز هم سعی می‌کردم روند کار یکسان باشد.مثلاً در مورد سوال اول که کاندیداها برنامه‌ی مکتوبی دارند یا خیر؟ سعی کردم پاسخ دقیقی به عبارت «مکتوب بودن» بدهم و ساده از کنار این ویژگی عبور نکنم.

ج) پاسخ یکی از سوالات چهارگانه‌ی من یعنی «آیا تیم اجرایی کاندیدا مشخص شده است؟» در مورد هر هشت کاندیدا منفی بود. اما باز هم آنرا ذکر کردم، چون شخص رییس جمهور قرار نیست به تنهایی مجری ِکارها باشد، اینکه چه کسانی قرار است در کابینه‌ی او باشند هم مهم است، بهرحال گویا آن هشت نفر نظر دیگری دارند 😉

د) تعداد خوانندگان این وبلاگ در بهترین حالت هم شاید به ۱۰۰۰ نفر در روز هم نرسد،اما دلیل اصلی نوشتن این یادداشت‌ها بیشتر  و بیشتر خودم بودم. می‌نویسم تا بیشتر بخوانم.

ه) بند آخر یادداشتم را از اولین یادداشتم در مجموعه «تا انتخابات» نقل می‌کنم:

برنامه‌ریزی پایه و اساس مدیریت است ، بدون برنامه مدیریت معنا و مفهومی ندارد،آن‌هم برای مهم‌ترین پست مدیریتی-اجرایی کشور یعنی ریاست جمهوری. برنامه که مکتوب شود و امضای نویسنده‌ پای آن بیاید قابل پیگیری‌تر می‌شود، به بیست روز و اندی روزهای انتخاباتی محدود نمی‌شود، در هر روز از چهار سال مسئولیت احتمالی‌شان می‌شود به آن رجوع کرد. هرچقدر هم که به قول معروف «اینجا ایران باشد» باز هم می‌شود با این برنامه یک کارهایی انجام داد 🙂

 

پی‌نوشت ۱ : وبلاگ‌نویسی خیلی خوب است ، هرچه بیشتر بنویسی باز هم خسته نمی‌شوی. خلاصه خیلی بود این چند روز 🙂

پی‌نوشت ۲ : کلیه‌ی یادداشت‌های تا انتخابات را از این لینک بخوانید.

© وبلاگ عباس - 1387-1395