تکه‌ای از جامعه

جامعه

– رفتم پول یارانه‌هارو بگیرم دیدم لعنتیا هنوز نریختن به حساب + … – یه پنجاه تومن بفرست به حسابم من برم از دستاش عکس بگیرم. + … – لامصّب، اکبر بچه‌ی تو هم هست‌ها. افتاده دست‌ش رگ‌ به رگ شده،باید عکس بگیرن از دستش. + … – میگم پنجاه تومن بفرست من پول ندارم،یارانه‌ها رو هم نریختن. + … – نامرد چرا گوش نمیدی؟ تو مگه باباش نیستی؟

مکالمه‌ی یک مادر با احتمالاً همسرش ، گوشه‌ای از خیابان‌های این جامعه.

وبلاگ شخصی یک مدیریت خوانده که حرفه‌اش به دو بخش «منابع انسانی» و «بازاریابی آنلاین» تقسیم شده. در کنار اینها به سیاست، اقتصاد و فوتبال هم علاقه‌مند است.

پاسخ دهید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Site Footer